loading...

???? ????

بازدید : 102
يکشنبه 1 اسفند 1400 زمان : 10:25

زمان قدیم برای بچه ها پر از چالش بود. مثلا تو ی مورد از این چالشا، داستان برامون تعریف میکردن و این داستانا به اندازه ای ترسناک بود که عجیب بود برای ما تعریفش کنن اما میکردن. برای آشنایی بیشتر با این جور داستان های عبرت آموز، فقط کافیه یه جستجوی ساده بکنین تا به نمونه های زیادی از اونها که تقریبا تو فرهنگ همه کشورها وجود داشته، دست پیدا کنین.

در گذشته که خبری از سینما و تلویزیون نبود، داستان ها نقش بسیار مهمی در تربیت کودکان داشتن و معمولا خانواده ها تلاش می کردن تا در قالب داستان های عبرت آموز، رفتارهای تربیتی خاصی رو برای بچه هاشون نهادینه کنن. داستان هایی که به این سبک روایت میشدن، اغلب هشدار دهنده بودن و وقتی با چاشنی اغراق قاطی می شد، واقعا برای کودکان ترسناک بود. حالا ما قراره 7تا از این داستانا رو برای شما بگیم

در اینجا برای آشنایی بیشتر به چند نمونه از داستان های این چنینی می پردازیم:

شنل قرمزی

اصل این داستان ایتالیایی به نام مادر بزرگ قلابی در قرن دهم نوشته شده و یکی از قدیمی ترین و آشناترین داستان هاییه که با اقتباس از اون، کارتون ها و فیلم های جذاب زیادی ساخته شدن. این داستان در مورد دختریه با شنل قرمز که به نصیحت مادرش گوش نمی کنه و در مسیر رفتن به خونه مادر بزرگ با حرف زدن با غریبه ها و اعتماد به اونا باعث به وجود اومدن دردسرهایی میشه.

نکته اخلاقی این داستان اینه که بچه ها باید به حرف بزرگتراشون گوش بدن و به هر کسی اعتماد نکنن.

عاقبت تقلید از پسرها

این داستان که در سال 1859 میلادی نوشته شده در مورد دختریه که رفتارهای پسرانه و کمی بی ادبانه داره و حاضر نیست به نصیحت دیگران گوش بده و تو رفتاراش مثل یه خانم رفتار کنه. در انتهای داستان هم این دختر به یه پسر با شغل دریانوردی تبدیل می شه.

نتیجه اخلاقی این داستان که قطعا در این دوره و زمونه تاریخ مصرفش به پایان رسیده؛ این بود که دخترا باید رفتار دخترانه داشته باشن و از ظرافت های زنانه بهره ببرن.

پیرزن گونی به دست

این داستان قدیمی که بیشتر در مناطق اطراف مدیترانه و سوریه رواج داشته، در مورد پیرزنیه که با یه گونی رو پشتش بچه های شلوغ و بازیگوش را شناسایی می کنه و بعد در یه فرصت مناسب اونارو تو گونی میندازه و به بالای کوه می بره. اونجا هم با تخت های سوزنی و لباسهای ضخیم مجازاتشون می کنه. پیرزن گونی به دست که کارش شبها شروع میشه، معمولا پشت پنجره های خونه ها منتظر می ایسته تا بچه های بد رو با خودش ببره.

این داستان که بدون چاشنی اغراق هم ترسناکه، نکته تربیتیش اینه که به بچه ها یاد بدن شبا زودتر بخوابن.

عاقبت بچه ای که ناخنش را بجود

این داستان در مورد پسریه که عادت مکیدن انگشتها و جویدن ناخن هاش رو داشت. مادر این پسر بچه هم بهش هشدار داده بود که اگه این عادت زشتش رو ترک نکنه، خیاطی با قیچی بزرگ انگشتاشو قطع می کنه.

داستان عاقیت بچه ای که ناخنش را بجود، یه بخش از کتاب Struwwelpeter نوشته هاینریش هافمن؛ شش داستان جداگانه داره و در سال 1845 میلادی نگاشته شده. تو این کتاب نویسنده تلاش کرده تا مفاهیمی مثل مهربان بودن با حیوانات، کوتاه کردن مو، بهانه گیری نکردن از غذا و... را در قالبی ترسناک به کودکان یاد بده.

ربکا

این داستان که توسط هیلاری بیلوک نوشته شده، درباره دختر خوبی به نام ربکاست که فقط یه رفتار زشت داره و دوس داره با مجکم بستن درها دیگران رو بترسونه. سرانجام هم یه روز یه سنگ بزرگی از بالای دری که ربکا محکم بسته بود؛ کنده میشه و به سرش میخوره و اونو می کشه.

دخترک گریان

این داستان در مورد دخترک زیباییه که با وجود داشتن زندگی خوب همش گریه می کنه. مادرش بهش هشدار داده بود که اگه زیاد گریه کنه، ممکنه بیناییش رو از دست بده ؛ ولی دخترک به حرفاش گوش نمیده و عاقبت چشماش از حدقه در میاد و روی زمین میفته.

مکس و موریتز

این داستان که واقعا به ژانر وحشت شباهت داره؛ در مورد دو کودک شروره که هیچ کس از دستشون در اسایش نیست، اونها از هیچ کار خبیثانه ای ابا نداشتن و همه رو به نوعی آزار میدادن. مثلا با دونه های سمی پرندگان رو می کشتن، در تختخواب عمویشان حشرات موذی مینداختن. موهای معلمشان را آتش میزدن و مرغ ها را می دزدیدن و .... . در نهایت هم این دو کودک بدجنس توسط یه کشاورز تکه تکه میشن و گوشتشون به عنوان غذا جلوی مرغابی ها انداخته میشه.

نمونه های این سبک از داستان نویسی در فرهنگ قدیم ایرانی نیزکم نیست و گذشته ما مملو از داستان های ترسناکی از غول و جن و پریه که با هدف تربیت بچه ها زیر کرسیها گفته میشد و سعی میشد با ترسوندن بچه ها، اونا رو به انجام کارهای خوب تشویق کنن.

خوشبختانه در دوره و زمونه ای زندگی می کنیم که گفتن و شنیدن چنین داستان هایی کاملا منسوخ شده و همگان معترفن که این داستان های دلهره اور حتی با هدف تربیت کودکان باعث ایجاد ترس، دیدن کابوس و به وجود آمدن حس هایی مثل خشونت و اندوه میشه.

با این همه دیده شده که تقریبا اکثر کودکان در دوران نوجوانی برای فرار از روزمرگی و تکرار؛ علاقه خاصی به خواندن کتاب های ترسناک پیدا می کنن. چرا که با خوندن این کتاب ها می تونن انرژی درونیشون رو تخلیه کنن و با فعال کردن قوه تخیل، احساس شجاعت پیدا کنن.

در این بین نوجوونا و جوونایی هم هستن که حس ماجراجویی درونیشون نه با خوندن کتاب که با دیدن فیلم بیشتر ارضا میشه، این جور افراد که دوس دارن؛ خودشون رو جای قهرمان داستان ببینن، از حس ترس کاذب لذت می برن و دچار هیجان میشن. این ادما از جان سالم به در بردن قهرمان داستان و ماجراجویی های رمز آلود و راز گونه یاد می گیرن که مشکلات رو میشه حل کرد و این جوری اعتماد بنفس بهتری دارن. پس میشه گفت که به نوعی حس لذت بردن از داستان ها و فیلم های ترسناک برای یه سری از آدما وجود داره و اونها دوس دارن با تجربه غیر مستقیم ترس، احساس اضطراب و ناارامی خودشون رو تخلیه کنن واز دل ماجراهای رازگونه وترسناک چیزای خوب یاد بگیرن.

عملا خیلی از افراد دوس ندارن ترس واقعی رو تجربه کنن و از تجربش به شکل مجازی بیشتر لذت می برن، چرا که مغز انسان وقتی در یه محیط امن با دانش و آگاهی، ترس و دلهره رو تجربه می کنه، لذتی وصف ناشدنی نصیبش میشه. دقیقا عین شور و هیجانی که بعد از تجربه یه اتاق فرار به آدم دست میده.

با توجه به این که اتاق فرار بر اساس تجربه غیر مستقیم ترس طراحی و ساخته شده، افراد می تونن با بودن تو این فضاها حس ماجراجویی درونیشون رو ارضا کنن، البته به شرطی که به یه اتاق فرار خوب مثل مجموعه انیگما اعتماد کنن. مجموعه انیگما از اون جاهایی که به درد روزهای کسل کننده میخوره که با دوستاتون دنبال یه هیجان واقعی و غیر قابل تکرار می گردین. چون این اتاق های فرار جوری طراحی شدن که اول حس کنجکاوی شمارو تحریک می کنن و بعد از این که شما رو برای دونستن نتیجه حسابی تحریک کردن، با یه نتیجه غیر منتظره باعث شگفتیتون میشن و لذتی وصف ناشدنی رو براتون به ارمغان میارن.

مجموعه انیگما تقریبا برای هر نوع سلیقه ای یه اتاق طراحی کرده، مثلا اگه عاشق فیلم ها و کتاب های پلیسی و داستان های جنایی هستین و از به هم ربط دادن سرنخ ها و حل یک مساله لذت می برین، اتاق قتل مرموز به درد شما می خوره، اگه اهل ماجراهای ترسناک هستین که به خاطر درگیری و در نهایت چیرگی بر ترس قهرمان داستان لذت می برین، اتاق تسخیر این مجموعه مناسب شماست. البته اگه عاشق فیلم های جنگی هستین و دلتون میخواد در یه فضای صلح امیز ترس و هیجان شرایط جنگی رو تجربه کنین، ی راست برید سراغ اتاق جنگ مجموعه انیگما که پر از هیجان و آدرنالینه.

در هر صورت این اتاق ها و فضاهای متفاوتشون یه فرصت دورهمی فوق العاده برای اوناییه که میخوان گذشت زمان رو نفهمن و برای یه ساعتی از محیط های کسل کننده اطرافشون دور باشن.

منبع: مجموعه اتاق فرار انیگما

بازدید : 70
يکشنبه 24 بهمن 1400 زمان : 9:23

امروز در اتاق فرار انیگما میخوایم برای شما از ترس بگیم. خب، طبق گفته‌های علم پزشکی، ترس اصلاً ارتباطی با ژنتیک افراد ندارد. در حقیقت ترس از آن دسته ویژگی‌های اکتسابی است که افراد در طی دوره رشدشان درون خود ایجاد می‌کنند. با مثال زیر، حتماً بهتر خواهید فهمید که ترس چگونه به وجود می‌آید.

به عنوان نمونه شخصی در سنین کودکی خودش با حیوانات خانگی خاطره خوبی نداشته است. این خاطره بد همراه با آن فرد بزرگ می‌شود. وقتی بعد از آن ماجرا در موقعیتی مشابه موقعیت کنونی قرار می‌گیرد، حس ترس در بدن او به وجود می‌آید و تلاش می‌کند فرد را از اتفاقی که قرار است برای او رخ دهد حفظ می‌کند. در حقیقت این حس می‌خواهد او را از اتفاقی که در انتظارش است حفظ کند، اما گاهی اوقات حس ترسوی ترس زیاده روی می‌کند و تمام محاسبات ما را از بین می‌برد.

انواع ترس

انسان با دو ترس مادرزادی متولد میشود،ترس از سقوط و ترس از صدای بلند،بقیه ترس ها اکتسابی هستند که بعدها در اثر تجربه تاثیر محیط و تلقین فرهنگی در روحیات انسان به وجود می آيد.

ترس های اکتسابی مانند ترس از مرگ بعدها بعلت شیوه زندگی در انسان بوجود می آید.

علت ترس از مرگ می تواند متفاوت باشد اما راه های درمان ترس از مرگ برای کسانی که بیماری ترس از مرگ دارند، وجود دارد.

محققانی همچون رسلر بر این باورند که پیدا کردن پاسخی روشن برای این پرسش، کلید دستیابی به تصویر شفافی از مغز و فرآیند شکل گیری تفکر در آن است. رسلر از مدت ها پیش مشغول مطالعه نوعی ساختار شیمیایی در مغز بوده است که در یاد گرفتن این نکته که «باید بترسیم» و همچنین «اعمال کنترل» بر ترس، نقشی اساسی ایفا می کند. در تازه ترین مطالعاتی که در این زمینه صورت گرفته است، محققان نشان داده اند موش های آزمایشگاهی که فاقد این ساختار خاص شیمیایی ـ که BDNF نامیده می شوند ـ هستند، مشکلاتی در به خاطر آوردن ترس دارند. این دستاورد مهم برای دانشمندانی که روی مقوله ترس و پیدا کردن راه هایی برای غلبه بر تبعات ناشی از آن کار می کنند، خبر خوشحال کننده ای بوده است. رسلر معتقد است اگر بتوان چنین فرآیندی را روی انسان پیدا کرد ـ که البته او مطمئن است چنین چیزی امکان پذیر است ـ آنگاه می توان امیدوار بود که تبعات عاطفی، روحی و روانی ناشی از ترسیدن یعنی عصبانیت، پرخاشگری و به یادآوردن گذشته به حداقل برسد. این موضوع از آن جهت از اهمیت برخوردار است که میلیون ها نفر در سراسر جهان از این مشکلات رنج می برند. تحقیقاتی که در این خصوص انجام شده اند نشان می دهند تنها در آمریکا سالانه حدود ۵ میلیون نفر گرفتار این نوع مشکلات روحی و روانی هستند.

درمان ترس

اکنون به نظر می رسد برای غلبه بر این مشکلات نوعی دارو بتواند دانشمندان را به آرزویشان برساند. گذشته از دارو می توان روی تکنیک های درمانی نیز حساب کرد؛ تکنیک هایی که در حین ترسیدن مانع از به یاد آمدن خاطرات گذشته در مغز شود. به عقیده آنها مطالعه زیست شناسی مولکولی ترس، بهترین شیوه برای دستیابی به افق های روشن در درک واکنشی به نام ترس و اختلالات روحی و روانی مرتبط با آن به حساب می آید. البته این یک عرصه بسیار وسیع تحقیقاتی است و ممکن است رسیدن به بخشی از نتایج، سال ها زمان ببرد. همین مساله موجب شده تا برخی محققان نسبت به ورود به این عرصه دچار تردید شوند. این نکته ای است که دکتر رسلر نیز به آن اعتراف کرده است. او می گوید: در ابتدا درخصوص ورود این تحقیقات گسترده کمی شک و تردید داشتم چون می دانستم دامنه این تحقیقات بسیار گسترده است.

در موش های آزمایشگاهی عمکلرد ساختار شیمیایی BDNF بستگی به این نکته دارد که کدام بخش از مغز و چه زمان فعال می شود. دانشمندان دریافته اند دو منطقه از قشر پیش پیشانی مغز در این حیوانات آزمایشگاهی، ساختار BDNF را پوشیده نگاه می دارند. زمانی که این ساختار در بخشی از قشر پیش پیشانی مغز موسوم به بخش prelimbic رها می شود خاطره یک حادثه یا رویداد ناراحت کننده تثبیت می شود، اما نکته جالب این است که با آزادسازی این ساختار در بخش infralimbic قشر پیش پیشانی مغز به حیوان کمک می کند تا بر ترس، عصبانیت و استرس ناشی از آن غلبه کند. تا اینجای کار درخصوص موش های آزمایشگاهی صحبت شد. آیا می توان درباره غلبه بر ترس و تبعات ناشی از آن در انسان نیز به همین راحتی صحبت کرد؟ پاسخ محققانی نظیر رسلر بله است. او و تیم تحقیقاتی همراهش بر این باور هستند که این فرآیند عملکرد مشابهی نیز در انسان دارد. آنها می گویند بخش های متفاوتی از مغز انسان نوعی ساختار شیمیایی مشابه را آزاد می کنند که عملکرد مشابهی داشته و همان اثرگذاری را به همراه دارند که پیش از این در مغز موش های آزمایشگاهی دیده ایم. این محققان نظریه جالب توجهی را مطرح می کنند. براساس نظریه آنها، این امکان وجود دارد که در همان ناحیه ای از مغز موش که پیش از این بررسی شد، از ساختار شیمیایی BDNF برای تقویت درمان رفتار شناسی افرادی استفاده شود که از اختلالات روحی و روانی ناشی از ترس در رنج و عذاب هستند.

بختک چیست؟

بَختَک در افسانه‌ها و باور عامیانه ایرانی نام موجودی تخیلی است که شبها قصد خفه کردن افراد در خواب را دارد. برخی منابع نیز بختک را با کابوس هم‌معنی دانسته‌اند. البته بختک با کابوس هم معنا نیست، بختک موجودی نامریی است که شب هنگام بر بدن انسان چیره می‌شود و تمام بدن را در اختیار گرفته و قفل می‌کند، دراین حالت انسان فقط نظاره‌گر ناتوانی بدن خود می باشد ترسی بدون دلیل وجود انسان را در بر می‌گیرد و انسان توان کوچک‌ترین واکنشی نسبت به این ترس ندارد. در برخی باورهای قدیمی معتقدند که بختک روی سینه افراد می‌نشیند و تمام وجود آنها را فلج می‌کند. شاید ترس انسان گرفتار از این موجود نیز بدلیل این است که حضور آن را بر روی خود احساس می‌کند ولی نمی‌تواند آنرا ببیند. برخی دیگر بر این باورند که بختک در درون انسان ورود می‌کند و بدن را در اختیار می‌گیرد. اصطلاح «بختک روی زندگیش افتاده» نیز ازین جا وارد ادبیات فارسی شده.

ترس های هیجان انگیز در برخی موارد ما از اتفاق ترسناکی که قرار است برایمان بیفتد با خبر هستیم اما با علاقه وارد آن می شویم مانند اتاق کلبه وحشت که مشتریان آن بسیار بیشتر از دیگر اتاق های فرار هستند. تو اتاق فرار ترس همراه با توهم را در اسکیپ روم کلبه وحشت تجربه کنید.

بازدید : 90
پنجشنبه 21 بهمن 1400 زمان : 9:07

مردم ایران ذاتا آدمای کنجکاوی هستن، پس طبیعیه که عاشق داستان های معمایی باشن و همش دنبال ماجراجویی.

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف انقدر که تو ایران طرفدار داره تو کشور خودش نداره. هر کارآگاهی مثل پوآرو، شرلوک یا خانوم مارپل برای خودش داستانهای متفاوتی داشته که هرکدوم ی جورایی خاص هستن ولی اینکه پرطرفدار و باب میل همه هم باشن ی کم سخته.

مشاهده دقیق جزئیات و استنتاج منطقی بر اساس سرنخ ها و جزئیات مشاهده شده از روش های رایج حل پرونده های شرلوک هلمزه که در عین خاص بودن از جذابیت بالایی در بین خوانندگان برخورداره. هلمز کاراگاهی دقیق و باهوشه که بعضی وقتا حیله هاش همراه با ترفندها و جنب و جوش هایی همراهه که داستان رو هیجانی و زیبا می کنه.

از شاهکار کانن دویل حدود 30 اثر به صورت فیلم و سریال وجود داره که هر کدوم در ماندگاری این شخصیت تاثیر بسزایی داشتن. از بین داستان های مجموعه شرلوک هلمز، اینجا به چند تا از متفاوت ترین و ماندگارترینشون می پردازیم:

سگ شکاری باسکرویل

از میان داستان های کانن دویل هیچ داستانی به زیبایی The Hound of Baskerviles ساخته و پرداخته نشده، در تالاب های پرتگاه جنوب انگلستان جسد سر چارلز باسکرویل وحشت زده پیدا می شه، هیچ مدرک ظاهری دال بر قتل وجود نداره، تنها سرنخ موجود هم بر می گرده به یک افسانه قدیمی درباره یک سگ شکاری هیولا که نسل ها به وارثان باسکرویل حمله کرده و اونها رو کشته.

در نگاه اول موضوع ماوراء طبیعیه و شاید به همین خاطره که خیلی از داستان های دیگه جذابتره. بی شک صحنه پردازی رازآلود و مبهم داستان از قسمت های پر هیجانیه که نفس ها رو تو سینه حبس می کنه. در روند داستان کانن به آرامی اطلاعات لازم را از طریق نامه هایی که واتسون به هلمز می فرسته به خواننده انتقال میده، ولی در نهایت این شرلوک افسانه ایه که پرده از راز مهم باتلاق باسکرویل برمیداره.

رسوایی در بوهمیا

این داستان که جزء به یاد موندنی ترین شخصیت های زن کل مجموعه شرلوک هلمزه مربوط به داستان عاشقانه آیرین به با پادشاه بوهمیا میشه، پادشاهی در آستانه ازدواج که عشق دوران جوانیش می تونه الان براش خطری بزرگ محسوب بشه. در این داستان هلمز نه برای حل جنایت که برای حفظ یک رابطه قدیمی در سکوت به کار گرفته می شه. ناکارامدی حیله ها و ترفندهایی که هلمز برای بدست آوردن عکس پادشاه استفاده می کنه، در نهایت او را مجبور به اعتراف می کنه که " این زن بر کل جنسیت خود مسلطه " قطعا این توصیف کوتاه از زبان نابغه ای چون هلمز بیانگر هوش سرشار و قابل ستایش آیرین به عنوان شخصیت زن داستانه

ماجراجویی چارلز آگوستوس میلورتون

چارلز آگوستوس میلورتون یه فرد تنها و ثروتمنده که کار اصلیش باج گیریه. او با خریدن نامه ها و عکس های بی معنا و فروش آنها به هر کسی که بیشترین قیمت را بپردازه، زندگی خیلیا رو به نابودی کشیده.

در این داستان هلمز در مبارزه با این آدم بد، هیچ شاهد و مدرکی نداره و خواننده درگیری او در مورد درست و غلط بودن کاری که میخواد انجام بده رو لمس می کنه و در نهایت با یه پایان غافلگیر کننده، هلمز رو همراهی می کنه.

ماجراجویی سیلور بلیز

در این داستان گم شدن یک اسب مسابقه در آستانه مهم ترین مسابقه اسب دوانی و به قتل رسیدن مربی و لنگ شدن تعدادی گوسفند در یک مرتع، اتفاقات بی ربط و کم اهمیتی هستن که هلمز باید ازشون استفاده کنه و اسب رو به موقع برای مسابقه پیدا کنه.

تو این داستان دویل با چیدن چند تا سرنخ بی ارزش و کم اهمیت خواننده را تا آخر داستان به دنبال خودش میکشه و فضا رو کاملا معمایی و جنایی می سازه. ولی در نهایت هلمز با قرار دادن تکه پایانی پازل، پایان جذاب و شیرینی رو واسه این داستان رقم میزنه.

طبیعتا آدمی به هوش و درایت شرلوک هلمز در دنیای واقعی به ندرت یافت میشه، ولی با این حال تو دنیای واقعی هم آدمهای زیادی پیدا میشن که از لحاظ نکته سنجی و قدرت استنتاج کمی بالاتر از انسان های معمولی قرار می گیرن و با ضریب هوشی بالا و مشاهده دقیق جزئیات دیگران رو شگفت زده می کنن.

البته از نظر کارشناسان دقت و نکته سنجی علاوه بر توانایی ذاتی یه مهارت هم هست که میشه از کودکی اون رو به بهترین شکل ممکن پرورش داد. در این زمینه هم تمرین های خاصی وجود داره که افراد می تونن با استفاده از اونا قدرت مغزشون رو از سنین کودکی افزایش بدن. البته امکان بازپروری و ارتقا مغز تو همه سنین برای همه آدما وجود داره و مغز انسان نشون داده که از قابلیت ها و توانایی های بالقوه ای برخورداره که فقط کافیه بهش توجه کنین.

پس لازم نیست از این که فرصت طلایی کودکی رو برای پرورش مغزتون از دست دادین، افسوس بخورین و با یه جا نشستن؛ بقیه فرصت های زندگی رو از دست بدین، بلکه تو هر سنی می تونین با فعالیت های فکری و تمرین های مستمر، تواناییهای مغزتون رو بالا ببرین و تقویتش کنین.

یکی از کارهای خوبی که معمولا تاثیر بسیار مستقیم و مفیدی بر عملکرد مغز داره، انجام فعالیتهای فکری مثل حل کردن جدول، شطرنج، و یا معماهای فکری توی اتاق فرار هست. از بین این فعالیت های فکری، معماهای فکری که معمولا چند بعدی هستن و جنبه های مختلفی از مهارتهای فکر و ذهن رو درگیر می کنن، کارامدتر و مفیدترن.

در حال حاضر مراکز معتبری وجود دارن که معماهای فکری ارائه می کنن که از بین اونا مجموعه اتاق های فرار انیگما یه مجموعه شناخته شده و کاربلده که این امکان را به بازیکناش میده تا با مشاهده دقیق و برقراری ارتباط بین داده ها، مغز خودشون رو درگیر مساله های پیچیده اما قابل حل کنن.

از بین اتاق های اتاق فرار انیگما هم اتاق فرار قتل مرموز بیشتر از بقیه اتاقها سبک و سیاق معمایی داره و بیشتر ذهن رو درگیر میکنه. بازیکنای این اتاق عملا به عنوان کارآگاه باید معمای یه قتل پیچیده و مرموز رو حل کنن. دقت عمل و نکته سنجی تو این اتاق برای رسیدن به نتیجه بسیار کمک کننده ست و کاراگاهها باید با دنبال کردن سرنخ هایی که تو بازی قرار داده شده، قاتل قتل های سریالی اتاق رو پیدا کنن.

محیط و دکوراسیون اتاق قتل مرموز در کنار شخصیت پردازی، موسیقی و نور فضای رازگونه ای رو به اتاق میده که مغز بازیکن رو قبل از شروع بازی فعال تر از همیشه می کنه و با شروع بازی و مطرح شدن معماها اونقدر ذهن درگیر میشه و فسفر می سوزونه که لحظه به لحظه انرژی تون رو بالا میبره و هیجان بین بازیکنا رو افزایش میده .

حل کردن معمای اتاق قتل ذهن بازیکنا رو حسابی فعال میکنه و حس اعتماد به نفسی که بعد از 60 دقیقه بازی نفس گیر و جذاب بهشون دست میده، یه تمرین فوق العاده و منحصر به فرد واسه مغز و ذهنه.

بازدید : 91
يکشنبه 17 بهمن 1400 زمان : 8:23

ترس ی احساس طبیعی و مکانیزمی برای بقا بوده و هست. وقتی ما با ی تهدید درک شده مواجه میشیم، بدنمون به روش‌های خاصی به اون واکنش نشون میده. واکنش‌های فیزیکی به ترس مثل عرق کردن، افزایش ضربان قلب و بالا رفتن سطح آدرنالینه که ما رو خیلی هوشیار میکنه. این واکنش ها در واقع باعث میشه بدن، خودشو برای مقابله با خطر یا فرار از چیزی آماده کنه. برای همینه که ما پول میدیم تا بترسیم.

پیشینه این ژانر و انعکاس هراس در ادبیات کهن خصوصا در اسطوره ها خیلی زیاده و به قرن 18 میلادی بر می گرده. البته اولین فیلم ترسناک تقریبا یک قرن بعد یعنی در سال 1890 تولید شده که در اون موجودی فراطبیعی و ناشناخته به عنوان شخصیت منفی و ترسناک داستان در نظر گرفته شده بود. کم کم تولیدکنندگان این نوع فیلم ها با استفاده از نورهای پرکنتراست، فضاهای مرموز و مه آلود و نورپردازی با مایه های تیره، پیچیدگیهای خاصی رو به این ژانر اضافه کردن که تاثیر گذاری اونها رو خیلی بیشتر کرده و جذابیت این ژانر رو افزایش دادن.

در اینجا به چند نمونه از فیلم های پرطرفدار این ژانر می پردازیم:

جن گیر (The Exorcist)

جن گیر محصول 1973 سینمای هالیوود، جزء ترسناکترین و محبوب ترین فیلم تاریخ سینمای جهانه که در زمان خودش هم از سوی منتقدان و هم از سوی حامیان؛ حسابی مورد ستایش قرار گرفته. جن گیر اولین فیلم ترسناک تاریخ سینماییه که در بخش فیلمنامه و صداگذاری برنده جایزه اسکار شده.

این فیلم که با اقتباس از رمان افسانه ای و پرفروش ویلیام پیتر بلتی ساخته شده، داستان تسخیر شیطانی یک دختر 12 ساله و تلاش مادرش برای نجات جون دخترشه.

جن گیر از اون جهت که شخصیت پردازی ها را هم سطح با المان های ترسناک فیلم قرار داده، از قدرت و جذابیت خیلی بالایی برخورداره. البته این فیلم به خاطر لحن واقع گرایانه اش؛ واقعا شوکه کننده هم هست و سکانس های بی نظیری داره که نوعی ترس خالص رو به بیننده تزریق می کنه.

فیلم آنابل (Annabella)

آنابل به کارگردانی John R. Leonetti محصول 2014 ، یک فیلم ترسناک خوبه که تمام اجزای فیلم ترسناک رو داره. داستان عروسک شیطانی آنابل یکی از مشهورترین داستان های ژانر وحشته که با قصه سرگرم کننده و عامه پسندش هیجان زیادی رو برای تماشاچیان به همراه داره.

داستان فیلم ماجرای یه زوج جوانیه که منتظر تولد فرزندشون هستن و پدر خانواده با اهدای یه عروسک قدیمی به همسرش ماجراهای ترسناک و فراطبیعی بعدی رو رقم می زنه. اگه از اون دسته آدمایی هستین که از تکون خوردن اشیا و باز و بسته شدن در و پنجره به ستوه اومدید و این چیزا دیگه نمی ترسوندتون، از آنابل حتما لذت می برین.

فیلم حلقه (The Ring)

حلقه محصول سال 2002 به کارگردانی گور وربینسکی یه فیلم ترسناک روان شناختیه. ماجرای فیلم در مورد روزنامه نگاریه که می خواد پیگیر مرگ مرموز چهار نوجوانی بشه که به طرز هولناکی به قتل میرسن. نقطه مشترک قتل این نوجوونها فیلمیه که هر کسی می بیندش ، تو زمانی کمتر از 7 روز به قتل می رسه.

این فیلم که بازسازی فیلم Ringu ژاپنیه، یکی از مهم ترین فیلمهای ترسناک آمریکاییه که تو زمان اکرانش به خاطر جلوه های ویژه ی بیرون اومدن دختری از صفحه تلویزیون خیلی معروف شد. از نظر منتقدان فیلم حلقه، بدون نشون دادن بی پرده خشونت، تماشاگر رو خیلی خوب می ترسونه و این ترس تو کل فیلم حفظ میشه.

نقد فیلم احضار ارواح (The Conjuring)

جیمز ون در سال 2013 فیلم احضار ارواح را در مورد خانواده پرون ساخت که با نقل مکان به خانه جدید، اتفاقات غیر معمول و عجیبی رو تجربه می کنن.

ون تونسته با ایجاد حس تعلیق از بدو ورود خانواده پرون به خانه تسخیر شده، شرایط استرس زا رو برای تماشاگر ایجاد کنه و بعد با تکنیک های ساده اما کاربردی، وحشت رو به مخاطب انتقال بده و کاری کنه که بیننده از لحظات ترسناک فیلم به شدت بترسه.

کارگردان این فیلم با ذهن مخاطب به خوبی بازی کرده و بهش اجازه تفکر و تجزیه و تحلیل موقعیت رو نداده و تونسته در ترسوندن مخاطب به خوبی عمل کنه که همین موضوع، رضایت و خشنودی طرفدارای ژانر وحشت از این فیلم رو به همراه داشته.

فیلم راهبه (The Nun)

موضوع فیلم راهبه، درباره شیطانی به نام والاک که در قالب راهبه ای ظاهر میشه و حوادثی رو رقم میزنه که بسیار ترسناک و دلهره آوره.. ماجرای فیلم کورین هاردی در کلیسای سنت کارتا در حوالی رومانی و در سال 1952 اتفاق میفته. چند ماه بعد از این که راهبه ی کلیسا بعد از روبرو شدن با والاک خود کشی می کنه،" پدر برک" مامور میشه تا به همراه یه راهبه این واقعه رو بررسی کنه و حوادث وحشتناک و رعب آوری که در طول رسیدگی به این پرونده باهاش روبرو میشن، این محصول سال 2018 رو خاص و جذاب می سازه.

فیلم راهبه تونسته با دکوراسیون و فضای بسیار مناسبش، ترس و نگرانی رو به راحتی به مخاطب انتقال بده و بازیگران با بازی خوبشون در انتقال حس وحشت موفق عمل کردن.

کلبه وحشت یا شیطان مرده (Evil Dead)

کارگردان و نویسنده این فیلم،" سم ریمی"، در سال 1983 با ساخت فیلم کلبه وحشت، در محیطی کاملا متمایز با آثار ترسناک اون روزهای هالیوود، مخاطبان زیادی رو به این ژانر علاقه مند کرد.

در این فیلم عده ای جوان به کلبه ای دور افتاده ومتروک در ایالت تنسی میرن و در اونجا میزبان اشباح و شیاطین خبیثی میشن که از کتابی جادویی به نام Naturom Demonto نیرو می گیرن.

حضور 5 جوان در کلبه وحشت، جایی که نفرین از سر و کول شخصیت ها بالا می رود لحظات ترسناکی برای بیننده رقم می زنه که در نوع خودش خیلی هیجان انگیزه.

در کل اگه شما هم ژانر وحشت و فیلمهای ترسناک رو دوست دارین، پس اتاق تسخیر مجموعه انیگما رو از دست ندین. اتاقی که با معماهای خلاقانه و جذابش علاوه بر ترس، شور و هیجان خاصی به همراه داره که می تونه برای همه اعضای گروه تجربه تکرار نشدنی و جدیدی بسازه. اتاقی که همه بخشهاش مثل موسیقی، نور، دکور و حتی سناریوی باحالش تداعی کننده فیلم های ترسناک و خفنه. فیلم هایی که شاید تا حالا فقط تجربه دیدنش رو داشتین و لمس حس ترس بازیگرا، براتون کمی بعید و دور از ذهن میومد. ولی در مجموعه اتاق فرار انیگما این امکان واسه همه علاقمندان وجود داره تا با حضور تو اتاق تسخیر، فضایی ماورایی و غیر واقعی رو تجربه کنن.

ماجرای اتاق تسخیر از این قراره که در سال 1974 همه اعضای یک خانواده به دست پدر خانواده به قتل میرسن الا نلی دختر کوچک خانواده....پدر خانواده، لوئیس، بعد از اعتراف تکان دهنده به اعدام محکوم میشه. بعد از این ماجراها، تمام افرادی که به این خونه نقل مکان می کنن، شاهد اتفاقات عجیب و غریبی هستن که بسیار دلهره آوره. حالا شما به عنوان ساکنان جدید خونه، صدای آواز یه دختر بچه رو از دیوارهای خونه می شنوین و تنها راه نجاتتون، آزاد کردن ارواح خونه ست، در غیر این صورت جوان ترین عضو گروهتون رو از دست میدین.

درسته که ترس و دلهره تو این اتاق نسبت به اتاقای دیگه مجموعه کمی بیشتره ولی دنبال کردن سرنخا برای حل کردن معماها و پیدا کردن یه راه برای نجات، شور و هیجانی به اعضای گروه میده که ترکیبش با ترس میتونه یه تجربه خاص و بی نظیر باشه. علت استقبال خیلی زیاد از اتاق تسخیر مجموعه اتاق فرار انیگما شگفت انگیز و مرموز بودن این اتاق، مخصوصا معماهای سخت هست که واکنش های پیچیده تری رو در پی داشته و از نظر خیلیا یه سرگرمی باحال با حس ترس لذت بخشه.

بازدید : 88
پنجشنبه 14 بهمن 1400 زمان : 10:01

فرض رو بر این میذاریم که ما بزرگ شدیم و ی سری کارا برامون خوبیت نداره. تازه این طرز فکر هم بقیه توی گوش ما فرو کردن که تو دیگه بزرگ شدی و زشته و …

برای همین ما تو اتاق فرار انیگما به این فکر افتادیم که چقدر خوبه تو ی بازی مثل اتاق فرار که انقدر پرطرفداره بیایم و معماها رو بذاریم تو دل بازی های بچگونه، که هم شما رو یاد بچگیاتون بندازیم هم بازی رو برای شما هدفمند کنیم.

از بین موضوعات رایج بین فیلم ها، معمولا فیلم هایی که مربوط به دنیاهای فانتزی و موضوعات غیر واقعی هستن؛ تقریبا برای همه جذابن و افراد تو هر سنی دوس دارن بشینن و فیلم های شاد تخیلی رو ببینن. این فیلم ها به دلیل درگیر کردن قوه تخیل، نشاط خاصی به همراه دارن که معمولا باب طبع همه میشه. فیلم هایی مثل جومانجی 1، 2 و 3 ، یا فیلم چارلی و کارخانه شکلات سازی و ... که هر کدومشون به نحوی تو جان بخشی به این دنیاهای جذاب تخیلی نقش اساسی دارن.

چارلی و کارخانه شکلات سازی

فیلم چارلی و کارخانه شکلات سازی اثری زیبا به کارگردانی تیم بریتون با بازی فوق العاده جانی دپ در سال 2005 ساخته شده. این فیلم با اقتباس از کتابی به همین عنوان نوشته رولد دالدر نویسنده بریتانیاییه که درون مایه فانتزی داره. پیش از این هم در سال 1971 یک فیلم ضعیف به نام ویلی وانکا و کارخانه شکلات سازی از روی همین داستان ساخته شده بود که اصلا تو قد و قواره فیلم بریتون نیست.

فیلم از همان اول عجیب و غریبه و لوکیشن و طراحی صحنه های خیالی بسیار برجسته و منحصر بفرده. به طوری که بیننده از دیدن جهان خوش رنگ و لعاب شکلاتی فیلم به وجد میاد و حسابی لذت می بره. نقطه برجسته فیلم فقط طراحی صحنه و دکور فوق العادش نیست و صحنه های عجیب و غریب فیلم مثل: آبشارها و رودخانه های شکلاتی مذاب، آدامس های جادویی، موجودات کوتوله ای و ... یه تفریح بصری و سرگرم کننده سینمایی رو واسه بیننده ها به همراه داره.

کارخانه عجیب شکلات سازی یه دنیای خیالی و رنگارنگه که کارتون رو به واقعیت تبدیل کرده و با استفاده از موزیک و بازی های جذاب بازیگرا، هر لحظه هیجان و شادی را به بیننده ها تزریق می کنه.

جومانجی 1، 2 و 3

جومانجی 1 خاطره ای شیرین هالیوودی دوران نوجوانی خیلی از پدر ها و مادرهاست که داستان ماجراجویی پسری به نام آلن رو به تصویر می کشه. پسری که یه جعبه بازی پیدا می کنه و با شروع بازی به طرز عجیبی در حباب وسط جعبه جذب میشه و بیننده رو با خودش درگیر حوادث و اتفاقات پیش رو می کنه.

قسمت دوم، با عنوان " به جنگل خوش آمدید" پر از ماجراجویی و خطر پذیریه. در این قسمت کاراکترها باید با همکاری هم و با استفاده از تواناییها و ضعف هاشون ماجراها رو یکی یکی پشت سر بذارن.

در قسمت سوم هم دغدغه های جدیدی از جوونا مطرح میشه که مانند قسمت های قبلی پر از ماجرا و اتفاقات عجیب و غریبه.

در کل این فیلم فانتزی و مهیج اثری درخشان و ارزشمنده که پر از ماجراجوییه و تلاش کرده با گرافیک خوش آب و رنگش بیننده ها رو سرگرم کنه. تو این فیلم حس تعلیق، هیجان و ابتکاراتی که بازیگرا برای نجات جونشون انجام میدن؛ بسیار مسحور کنندست و تقریبا همه بیننده ها با اتفاقاتی که بازیگرا باهاشون مواجه میشن، همدلی میشن و پا به پای اونا ترس و دلهره رو در کنار هیجان و نشاط تجربه می کنن.

اتاق فرار فانتزی

مجموعه انیگما با طراحی اتاق رویا و ساخت یه دنیای فانتزی، تونسته هیجان و شادی رو در کنار ماجراجویی قرار بده و لحظات باحال و خنده داری رو برای همه بسازه. بازیکنا مثل برندگان بلیط طلایی که شکلات های وانکا رو خریداری کردن؛ اجازه دارن وارد این اتاق شاد و مرموز بشن و با به سر گذاشتن کلاه مخصوصی که بهشون داده میشه، بازی ذهنی اما پر جنب و جوشی رو شروع کنن.

این اتاق سراسر فان قراره مثل اسمش رویایی و خاطره انگیز باشه، تصور کنین چشماتونو می بندین و بعد که وا می کنین، وارد یه دنیای جدید و عجیب میشین، دنیایی فانتزی که پر از اتفاقات عجیب و خنده داره و یه قانون بسیار هیجان انگیز و بامزه داره داره. قانون این اتاق خاص و منحصر بفرد اینه که باید محدودیت ها رو کنار بذارین و هیجانی بی حد و مرز رو تجربه کنین. پس تو این اتاق برای قهرمان بودن، فقط یه راه وجود داره: باید یاد بگیری بیشتر لذت ببری.

اتاق رویا ترکیب باحالی از اتاق فرار و فعالیت ورزشیه، برعکس اتاقای دیگه ترسش خیلی کمه و معماهاش بر پایه فعالیت بدنیه اما هیجانش فوق العاده بالاست. تو این اتاق واقعا قراره یه جیمز باند واقعی بشین و مهارت های خاص خودتون رو به نمایش بذارین. البته لازم نیست حتما توانایی فیزیکی خاصی داشته باشین، تقریبا همه مراحل با همفکری و کار گروهی خوب قابل حله.

درسته که این بازی برای خانواده ها مناسبه ولی اصلا بچگونه نیست، بلکه جوری طراحی شده که سرگرمی های مختلف مثل حل کردن معما رو با فعالیت های ورزشی و بازی های مختلف مثل دوچرخه سواری، پرش، طناب بازی و... ترکیب می کنه که خیلی برای دورهمی های خانوادگی که معمولا با همراهی والدین و کودکانه، مفید و نشاط آوره.

در کل اتاق فرار رویا یه تجربه کاملا متفاوتیه و ترکیب خیلی بامزه ای از حس ترس، دلهره و هیجانه که با فعالیت فیزیکی عجین شده و اصلا قابل مقایسه با هیچ کدوم از تجربه های قبلی زندگی آدما نیست.

بازدید : 68
چهارشنبه 13 بهمن 1400 زمان : 10:02

اینکه از بچگی بازی مورد علاقه ما قایم موشک یا قایم باشک بوده نشون میده که ما به کنجکاوی خیلیییی علاقه داریم پس دیدن فیلمهای معمایی یا خوندن رمان جنایی برای ما خیلی لذت بخشه. از همون دوران کودکی کاراگاههای تو کارتونا با کلاه مخصوص بر سر و یه ذره بین در دست اونقدر جذاب هستن که خیلی زود پاشون به بازیهای کودکانه باز میشه و با خلاقیت فوق العاده دنیای بچگی حس و حال تکرار نشدنی ای رو برامون می سازن. کم کم با بزرگ شدن ادمها، شاید دیگه نه وقتش باشه و نه حوصلش که به سراغ این جور بازیا بریم، ولی به خاطر وجود حس کنجکاوی و لذت فراموش نشدنی بازیای بچگی، دیدن فیلم ها و خوندن داستان های جنایی معمایی هم چنان یه سرگرمی عالی به شمار میره..

ما اینجا به 10 تا از مشهورترین کاراگاههای خیالی دنیای ادبیات اشاره می کنم.

شرلوک هلمز

شرلوک هلمز معروفترین و شناخته شده ترین کاراگاه تاریخ ادبیات جهان که در 56 داستان کوتاه و 4 رمان نقش افرینی کرده ساخته و پرداخته ذهن نویسنده توانمند آرتور کنان دویله.

هلمز با استایل و پوشش خاصش از طرف مردم اونقدر پذیرفته شده بود که بسیاری به ادرسش تو لندن نامه می نوشتن و ازش کمک می خواستن.

هلمز با نبوغ باور نکردنیش که تقریبا هر چیزی رو با استدلال و علم توضیح می ده، از همان ابتدای خلقت پرطرفدار بوده و به خاطر تکرار فراوانش تو فیلم ها و سریال ها هیچ وقت از خاطره ها نمیره. دو فیلم و دهها سریال با اقتباس از این کارگاه مشهور ساخته شده که بازی باسی راثبن و جرمی برت از بهتریناشه.

هرکول پوارو

هرکول پوارو بخش شیک و مجلسی ادبیات و فرهنگ انگلیسیه که به قلم زیبای آگاتا کریستی نگاشته شده . پلیس بلژیکی خودستایی که در زمان جنگ جهانی اول به انگلستان پناهنده میشه و با نبوغ خارق العاده اش پرونده های زیادی رو حل می کنه.

پوارو مبادی اداب و باهوشه، تو لباس پوشیدن خیلی وسواسیه و متخصصه حل کردن معماهای دربسته ست. معماهای دربسته یعنی جنایت هایی که بی نقص اجرا شدن و عملا پیداکردن قاتلش غیر ممکنه.

از پوارو و هوش مافوق بشرییش فیلم ها و سریال های زیادی ساخته شده که بازی دیوید ساشت تو سریال هرکول پوارو بسیار به این کارگاه مشکل پسند و شیک پوش نزدیکه.

خانم مارپل

خانوم مارپل پیرزن مهربون و سمجیه که اولین بار سرو کلش تو یه سری از داستان های کوتاه مجله پیدا میشه، ولی خیلی زود آگاتا کریستی به عنوان نویسنده داستان تصمیم می گیره ازش تو 12 رمان جنایی دیگه استفاده کنه. بانویی کهنسال که تو یه دهکده کوچک تو سنت مری مید زندگی می کنه و تقریبا از سوی پلیس و جنایتکارا دست کم گرفته میشه ولی بعد از کسب موفقیت های چشم گیری که تو حل پرونده ها نصیب خانم مارپل میشه، خیلیها به توانایی های استنباطیش اعتراف می کنن.

از این اثر فاخر فیلم ها و سریال های زیادی ساخته شده که بازی ژوئن هیکسون و ژرالدین مک اوان تو سریال های خانم مارپل بسیار تاثیرگذاره.

لرد پیتر ویمزی

لرد پیتر یه جنتلمن واقعیه که حل پرونده های جنایی براش بیشتر سرگرمیه. نویسنده انگلیسی این اثر ارزشمند، دوروتی ال سیرز، تلاش کرده تا با نثری شیوا ادبیات فاخر عصر انگلستان در ان دوران رو نمایش بده. توی داستان، لرد پیتر ویمزی بعد از این که برادرش به قتل محکوم میشه به صورت کاملا جدی به حل کردن پرونده ها می پردازه و همین داستان رو جذابتر می کنه.

از بین بازیگرانی که نقش لرد پیتر رو بازی کردن، ایان کارمایکل بهترین نقش افرینی رو داشته.

بازرس رودریک الن

خالق این اثر، انجیو مارش، از این سربازرس انگلیسی در سی و دو رمان استفاده کرده که مجموعه داستانهاش به خاطر روش های قتل عجیب و غریب بسیار جذاب و خواندنیه. شروع مجموعه از زمانیه که این کاراگاه تو اسکاتلندیارد کار می کنه و تا زمانی که به رئیس ارشد ارتقا پیدا می کنه ادامه داره.

سه بازیگر نقش بازرس رودریک آلن رو بازی کردن که بهترینش به پاتریک مالاهاید تعلق داره.

جولز میگره

کمیسر جولز میگره فرانسوی در 75 رمان و بیست و نه داستان کوتاه جرج سیمنون بلژیکی نقش افرینی می کنه. این کارگاه که بسیار به پلیس های واقعی شباهت داره از کار گروهی و پشتکار به نتیجه میرسه.

میگره بوسیله بازیگران زیادی نقش افرینی شده که بهترینش رو روئن اتکینسون بازیگر نقش مستر بین بازی کرده.

سم اسپید

دشیل همت خالق سم اسپید در یک رمان و سه داستان کوتاه خود از این کاراگاه ساکن سان فرانسیسکو استفاده می کنه. سم یه کاراگاه خوش گذرون اما مسئولیت پذیره که یه شرکت کارگاهی رو اداره می کنه و از درگیری فیزیکی هم نمی ترسه. کاراگاه خلق شده همت خیلی با پوارو و هلمز فاصله داره و زبان داستان کمی پیچیده به نظر میاد ولی به خاطر این که همت خودش یه زمانی کارگاه بوده، این اثر تاثیر زیادی روی کاراگاهای زانر جنایی داشته.

از این اثر فیلم های زیادی ساخت شده که مهمترینش Addapion با بازی هامفری بوگارت معروفه.

کنزی میلهون

کارگاه خصوصی خانم کنزی میلهون یک فارغ التحصیل زیبا و جوان اهل شهر خیالی کالیفرنیاست که توسط نویسنده امریکایی سو گرفتون خلق شده. این کاراگاه عاشق مسافرت، در هر کدام از سفرهایش ماجراهای زیادی رو تجربه می کنه. این مجموعه کوتاه ولی دارای طرح داستانی قوی و منسجمیه.

فیلیپ مارلو

فیلیپ مارلو یه کارگاه خصوصی هالیوودیه که معتقده همه دروغ میگن. نقطه ضعف مارلو کشیدن سیگار زیاد و مصرف الکله و اکثر پرونده های این کاراگاه بدبین که پیرامون عناصر خشونت و مواد مخدره ، تو محله های خطرناک هالیوود رخ میده. به نظر می رسه ریموند چندلر با خلق این اثر میخواسته از جامعه فاسد انتقاد کنه.

فیلم the big sleep با بازی زیبای هامفری بوگارت و سریال Philip Marlowe,Private Eye با بازی پاورز بوث با اقتباس از این اثر ساخته شدن.

کاراگاه بازرس توماس لاینلی

یک کاراگاه انگلیسی که توسط آرتور الیزابت جرج امریکایی خلق شد. لاینلی به عنوان هشتمین ارل اشرتون با کمک باربرا هورس، همدست اسکاتلند یاردیش، پرونده های جنایی زیادی رو حل می کنه که مهترینش قتل در دبیرستانی در بریتانیاست. اماکن و شخصیت های انگلیسی تو این رمان اونقدر دقیق و ریزبینانه توصیف شد ن که کسی باور نمی کنه نویسنده اش انگلیسی نباشد.

سریال The Inspector Linley Mysteries از روی این اثر ساخته شده.

درسته که تقریبا همه انسان ها به خاطر روحیه کنجکاوی، ناخوداگاه جذب چنین ژانری می شن ولی برای بعضیا این حس خیلی قویتره و دیدن فیلم و خوندن کتاب با همه جذابیتهاش، نمی تونه پاسخگوی روحیه ماجراجویانه شون باشه، واسه این افراد حتی بازی های رایانه ای هم خیلی راضی کننده نیست و اونا دنبال یه چیز خیلی هیجان انگیزتر و خاصتر می گردن. یه جایی مثل مجموعه اتاق فرار انیگما با اتاق های فراری که به صورت اختصاصی به موضوعهای معمایی وقتل می پردازه.

اتاق قتل مرموز انیگما که کاملا حال و هوای کاراگاهی و جنایی داره و موضوعش در مورد قتل های سریالیه، برای این افراد یه پیشنهاد منحصر بفرده. تو این اتاق بازیکنا به عنوان کارگاه باید قاتلی که 11 نفر رو به یه روش واحد به قتل رسونده، پیدا کنن و اونو تحویل قانون بدن. تو اتاق قتل مرموز از ذره بین و کلاه مخصوص کاراگاهی خبری نیست ولی بازیکنا باید دقیقا به اندازه تمام کارگاهایی که تا حالا دیدن و یا در موردش خوندن، نکته سنج و دقیق باشن. برای حل کردن معما سرنخ ها رو جدی بگیرن و از هیچ نکته کوچک و در ظاهر بی ارزشی غافل نشن.

اتاق فرار به همه این فرصت را میده تا برای یه روز به یکی از اون کارگاههایی که دوسشون دارن تبدیل بشن و خودشون رو تو شرایطی کاملا مشابه محک بزنن. پس اگه فک می کنین خیلی باهوش و ماجراجویید، این گوی و این میدان.

بازدید : 97
دوشنبه 11 بهمن 1400 زمان : 10:07

کارآگاه ها زندگی عجیب و سختی دارن و همش دنبال پیدا کردن سرنخ های قتل، سرقت و … هستند ولی خودشونم حقایق پنهانی توی زندگیشون دارن که جتی نزدیکترین آدما به اونها هم ازش بی خبرن.

یکی از این کارآگاهای معروف و مرموز که تا آخرای عمرش خیلیا نفهمیدن چه اسراری با خودش داره، هرکول پوآرو بود که خیلیم معروفه و تقریبا کل جهان میشناسنش.

هرکول پوآرو معروف به موسیو پوارو کاراگاه تخیلی 33 رمان، 59 داستان کوتاه و یک نمایشنامه کامل از آگاتا کریتسی، نویسنده شهیر انگلیسیه که قهرمان 4 رمان ادامه دار سوفی هانا هم هست. پوارو از مشهورترین شخصیت های داستانی تاریخ ادبیاته که جمله معروفش" همه چیز بر عهده سلول های خاکستری مغزه" هیچ وقت از یادها نمی ره.

این کارآگاه زیرک 10 راز مگو با خودش داشت که بهش اشاره میکنیم:

  1. پوارو در اصل بلژکیه نه فرانسوی. این یه حقیقته که پوارو بارها بهش اشاره می کنه.
  2. پوارو قبلا عضو نیروی پلیس بلژیک بوده و به خاطر هوش و سخت کوشی زیادش خیلی زود ترقی می کنه و قبل از جنگ جهانی اول حتی رییس پلیس بروکسل هم میشه.
  3. با آغاز جنگ جهانی اول و اشغال بلژیک، پوارو به انگلستان پناه میاره و به مرحمت پیرزنی ثروتمند به نام امیلی اینگل تورپ در روستای استایلز سنت مری ساکن میشه. همونجایی که اولین پرونده جنایی رو حل می کنه.
  4. پوارو خیلی مغروره و بویی از فروتنی نبرده. داستان رمان تو زمان انگلیسی های عهد امپراتوری یعنی شاه ادوارد و شاه جورج رخ داده که انگلیسیها بزرگترین قدرت دریاها و امپراتوری قدرتمندی تو دنیا به شمار میرفتن؛ ولی پوارو با میل سیری ناپذیرش به خودستایی حتی انگلیسیارم از رو برده بود و عاصیشون کرده بود. کلا خیلی به قدرت ذهنش مباهات می کرد و دوست داشت اونو با عنوان مشهورترین و بهترین کاراگاه خصوصی جهان صدا بزنن.
  5. پوارو از نظر جسمی آدم ضعیفیه و تاب و تحمل فشار بدنی نداره. تو سفر با هواپیما و کشتی، همش ناله و بی تابی می کنه. هوای سرد و بارانی رو دوست نداره و معتقده که قدرتش تو مغزشه و از زد و خورد و زورازمایی هم تا جایی که امکان داره، دوری می کنه. در کل از فعالیت فیزیکی که همراه با قدرت و سرعت باشه استقبال نمی کنه.
  6. پوارو به ظاهرش خیلی اهمیت میده و توجهش به سرو وضعش وسواس گونه ست. پوشیدن جامه های گران قیمت و رسمی حتی تو شرایط غیر رسمی با کفش های ورنی براق و تلاش برای پوشاندن موهای خاکستری که خیلی وقتا تمسخر اشکار یا پنهان اطرافیان رو به همراه داشت، از خصوصیات بارز این شخصیته. برای پوارو آرایش سبیل شق و رق و نظامیش که به صورتش شکوه خاصی میداد؛ به اندازه دقتش به جزئیات پنهان یه قتل مهم و حیاتی بود.
  7. پوارو وسواس فکری و عملی داره و به رعایت نظم و ترتیب و قرینگی خیلی توجه می کنه. به همین خاطر بعضی از رفتاراش از نظر دیگران عجیب و غریبه مثلا خطوط منحنی تو چیدمان منزل رو نمی پسنده و مبلمان با زوایای گرد رو اصلا تحمل نمی کنه. در حال صحبت با دیگران بی اختیار در حال مرتب کردن خرت و پرتهاست. از نظر پوارو واقعا غیر قابل تحمله که هر مرغ، تخمایی با اندازه های متفاوت بذاره!!! چون در این صورت تقارن روی میز صبحانه بهم می خوره. از همه عجیب تر این که هرکول هیچ وقت یه قرص نان با شکل نامنظم رو هم نمی خورد.
  8. هرکول غذای خوشمزه رو می پرسته و به اشپزی علاقه داره و در انتخاب اونا وسواس زیادی به خرج میده. در بهترین رستوران های غذا می خوره و صبحانه کامل از نظرش هات چاکلت با کروسان یا یه خوردنی شیرینه. نوشیدنی های مورد پسندش هم خاص و یکم منحصر بفردن. مثلا قبلنا قهوه می خورد ولی الان فقط شکلات داغ و کروسان می خوره.
  9. در بلژیک یه آبجو به نام هرکول وجود داره که به نام M.Piorot نامگذاری شده. هرچند که هرکول برخلاف انگلیسیا لیکورهای شیرین با طعم میوه رو می پسندید. به نظرم یه بطری شراب و یا شاید یه لیکور خوب انتخاب بهتری بود.
  10. روش کار هرکول پوارو هم کاملا با بقیه کاراگاها فرق داشت و برخلاف اونا از طریق بررسی شواهد مثل ردپا یا خاکستر سیگار و ... نتیجه گیری نمی کرد. بلکه قدرت منحصر بفرد پوارو تو بازافرینی صحنه های قتل تو ذهنش بود. استفاده از سلول های خاکستری مغز بعد از بدست آوردن سرنخ ها از زیبا ترین جنبه های داستان پواروئه.

در حال حاضر با وجود پیشرفت های خیلی زیادی که توعرصه بازی به وجود اومده؛ شما می تونین خیلی راحت و سریع به خواستتون برسین و خودتونون رو تو جایگاه یه کاراگاه معروف مثل پوارو قرار بدین و چالش های این شغل رو از نزدیک لمس کنین، مجموعه های اتاق فرار با اتاق هایی که دقیقا برای فعال شدن سلول های خاکستری مغزتون طراحی شدن.

پس اگه واقعا فک می کنین که انسان زیرکی هستین و نکته سنجیتون مثال زدنیه، می تونین خودتون رو تو اتاق قتل مرموز مجموعه انیگما محک بزنین و برای یه ساعت خودتون رو تو نقش یه کارگاه زبده و کاربلد به چالش بکشین. تو اتاق قتل مرموز مجموعه انیگما، معمای یه قتل عجیب و به ظاهر حل نشدنی منتظر شما و دوستاتونه تا تو یه فضایی رازگونه قاتل رو پیدا کنین. قاتل قتل های سریالی ای که 11 نفر رو به یه روش واحد به قتل رسونده و پلیس از پیدا کردنش عاجزه. برای حل کردن این پرونده به کاراگاهایی احتیاجه که از نظر ذهنی آمادگی حل معما و روبرو شدن با واقعیتها رو داشته باشن و بتونن با کمک سرنخ های به جا مانده قاتل رو پیدا کنن. فضاسازی و شخصیت پردازی این اتاق کاملا راز آمیزه و اگه شما شخصیت کاوشگرانه ماجراجویانه دارین، لذت حل کردن معما تو اتاق فرار انیگما رو به هیچ وجه از دست ندین.

بازدید : 115
شنبه 9 بهمن 1400 زمان : 8:31

در این مطلب شما را با فیلم های معمایی برتر سال 2021 که اخیرا اکران شده و در میان فیلم های معمایی مورد توجه بسیاری از منتقدین قرار گرفته است، آشنا می‌کنیم. در لیست فیلم های معمایی جدید شما از میان زندگی قاتلان و خلافکاران بزرگ عبور می‌کنید و به قربانیانی می‌رسید که برای زندگی خود تا پای جان می‌جنگند.

برای شما که طرفدار سرسخت بازی اتاق فرار هستید از بهترین و پر طرفدارترین ژانر‌های فیلم و سریال، ژانر معمایی است. این ژانر مورد توجه علاقه‌مندان و منتقدان زیادی قرار دارد. از سوی دیگر فیلم‌های بسیار خوبی در این سبک ساخته می‌شود که در این مقاله قصد داریم تا لیستی از بهترین فیلم‌های معمایی تاریخ سینما را در اختیارتان قرار دهیم. در نتیجه اگر شما هم علاقه‌مند به این ژانر هستید می‌توانید از این لیست استفاده کنید. در این میان بد نیست بدانید که برترین فیلم‌های معمایی با کارگردانی دیوید فینچر ساخته شده‌اند و معمولا آثار بی‌نظیری از این کارگردان در این ژانر تولید می‌شود.

بهترین فیلم‌های ژانر معمایی

فیلم The Game

  • سال ساخت: ۱۹۹۷
  • کارگردان: دیوید فینچر
  • بازیگران اصلی: مایکل داگلاس و شان پن
  • مدت زمان: ۱۲۸ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۹.۲ از ۱۰

فیلم Mr Nobody

  • سال ساخت: ۲۰۰۹
  • کارگردان: ژاکو وان دورمال
  • بازیگران اصلی: جرد لتو و دایان کروگر
  • مدت زمان: ۱۵۷ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۸ از ۱۰

فیلم The Prestige

  • سال ساخت: ۲۰۰۶
  • کارگردان: کریستوفر نولان
  • بازیگران اصلی: هیو جکمن، کریستین بیل، مایکل کین و اسکارلت جوهانسون
  • مدت زمان: ۱۳۰ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۸.۵ از ۱۰

فیلم Looper

  • سال ساخت: ۲۰۱۲
  • کارگردان: ریان جانسون
  • بازیگران اصلی: بروس ویلیس، جوزف گوردون-لویت و امیلی بلانت
  • مدت زمان: ۱۱۸ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۴ از ۱۰

فیلم Identity

  • سال ساخت: ۲۰۰۳
  • کارگردان: جیمز منگولد
  • بازیگران اصلی: جان کیوساک و آماندا پیت
  • مدت زمان: ۹۰ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۳ از ۱۰

فیلم Inception

  • سال ساخت: ۲۰۱۰
  • کارگردان: کریستوفر نولان
  • بازیگران اصلی: لئوناردو دی‌کاپریو
  • مدت زمان: ۱۴۸ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۸.۸ از ۱۰

فیلم No Escape

  • سال ساخت: ۲۰۱۵
  • کارگردان: جان اریک داودل
  • بازیگران اصلی: اوون ویلسون و لیک بل
  • مدت زمان: ۱۰۳ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۶.۸ از ۱۰

فیلم Source Code

  • سال ساخت: ۲۰۱۱
  • کارگردان: دانکن جونز
  • بازیگران اصلی: جیک جیلنهال و میشل موناهن
  • مدت زمان: ۹۳ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۵ از ۱۰

فیلم Stay

  • سال ساخت: ۲۰۰۵
  • کارگردان: مارک فارستر
  • بازیگران اصلی: یوان مک‌گرگور، نائومی واتس و رایان گاسلینگ
  • مدت زمان: ۹۹ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۶.۸ از ۱۰

فیلم Now You Can See Me

  • سال ساخت: ۲۰۱۳
  • کارگردان: لویی لتریر
  • بازیگران اصلی: جسی آیزنبرگ، مارک روفالو و وودی هارلسون
  • مدت زمان: ۱۱۵ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۲ از ۱۰

فیلم Mulholland Drive

  • سال ساخت: ۲۰۰۱
  • کارگردان: دیوید لینچ
  • بازیگران اصلی: نائومی واتس و لورا هرینگ
  • مدت زمان: ۱۴۶ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۹ از ۱۰

فیلم Memento

  • سال ساخت: ۲۰۰۰
  • کارگردان: کریستوفر نولان
  • بازیگران اصلی: گای پیرس و کری-ان ماس
  • مدت زمان: ۱۱۳ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۸.۴ از ۱۰

فیلم Cube

  • سال ساخت: ۱۹۹۷
  • کارگردان: وینچنزو ناتالی
  • بازیگران اصلی: نیکول د بوئر
  • مدت زمان: ۹۰ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۲ از ۱۰

فیلم Escape Room

  • سال ساخت: ۲۰۱۹
  • کارگردان: آدام روبیتل
  • بازیگران اصلی: تیلور راسل و لوگان میلر
  • مدت زمان: ۹۹ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۶.۴ از ۱۰

فیلم Deja vu

  • سال ساخت: ۲۰۰۶
  • کارگردان: تونی اسکات
  • بازیگران اصلی: دنزل واشنگتن و وال کیلمر
  • مدت زمان: ۱۲۶ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۱ از ۱۰

فیلم Seven

  • سال ساخت: ۱۹۹۵
  • کارگردان: دیوید فینچر
  • بازیگران اصلی: برد پیت و مورگان فریمن
  • مدت زمان: ۱۲۷ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۸.۶ از ۱۰

فیلم Prisoners

  • سال ساخت: ۲۰۱۳
  • کارگردان: دنیس ویلنیو
  • بازیگران اصلی: هیو جکمن و جیک جیلنهال
  • مدت زمان: ۱۵۳ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۸.۱ از ۱۰

فیلم Gone Girl

  • سال ساخت: ۲۰۱۴
  • کارگردان: دیوید فینچر
  • بازیگران اصلی: بن افلک و رزاماند پایک
  • مدت زمان: ۱۴۹ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۶ از ۱۰

فیلم Enemy

  • سال ساخت: ۲۰۱۳
  • کارگردان: دنی ویلنو
  • بازیگران اصلی: جیک جیلنهال و ملانی لوران
  • مدت زمان: ۹۰ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۶.۹ از ۱۰

فیلم Predestination

  • سال ساخت: ۲۰۱۴
  • کارگردان: برادران اسپیریگ
  • بازیگران اصلی: ایتن هاک، سارا اسنوک و نوآ تیلور
  • مدت زمان: ۹۷ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۵ از ۱۰

فیلم Panic Room

  • سال ساخت: ۲۰۰۲
  • کارگردان: دیوید فینچر
  • بازیگران اصلی: جودی فاستر، کریستن استوارت و جرد لتو
  • مدت زمان: ۱۱۲ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۶.۸ از ۱۰

فیلم Trance

  • سال ساخت: ۲۰۱۳
  • کارگردان: دنی بویل
  • بازیگران اصلی: جیمز مک‌آووی و رزاریو داوسون و ونسان کسل
  • مدت زمان: ۱۰۱ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۶.۹ از ۱۰

فیلم Cloud Atlas

  • سال ساخت: ۲۰۱۲
  • کارگردان: تام تیکور، اندی واچوفسکی و لانا واچوفسکی
  • بازیگران اصلی: تام هنکس، هلی بری و جیم برودبنت
  • مدت زمان: ۱۷۱ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۴ از ۱۰

فیلم The Thirteenth Floor

  • سال ساخت: ۱۹۹۹
  • کارگردان: جوزف روسناک
  • بازیگران اصلی: کریگ برکو و گرچن مول
  • مدت زمان: ۱۰۰ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۷.۱ از ۱۰

فیلم Shutter Island

  • سال ساخت: ۲۰۱۰
  • کارگردان: مارتین اسکورسیزی
  • بازیگران اصلی: لئوناردو دی کاپریو و مارک روفالو
  • مدت زمان: ۱۳۸ دقیقه
  • امتیاز imdb: ۸.۲ از ۱۰

اگر شما هم عاشق فیلم های معمایی هستید حتما بهتون پیشنهاد میکنم از بهترین اتاق فرار تهران دیدن کنید و خودتون رو جای شخصیت های اصلی یک داستان معمایی ترسناک یا داستان معمایی هیجانی بذارید. اتاق فرار انیگما ی جاییه برای اونایی که عشق معما هستن.

بازدید : 95
چهارشنبه 6 بهمن 1400 زمان : 8:43

به چالش کشیدن هوش کار خیلی باحالیه، حالا فرض کن تو رو بذارن تو ی شرایط پر از استرس با معماهای سخت.

درکل بازی کردن همیشه و همه جا طرفداری خودشو داره و هر ژانری هم ی سری طرفدار خاص ولی بازی های معمایی رو همه دوست دارن چون میتونن هوش خودشونو به رخ بقیه بکشن. این برای زمانیه که همه چی خوبه و شرایط خیلی عالیه و باید ببینیم اگر شما رو توی شرایط پر استرس قرار بدن چه اتفاقی میفته و اون موقع بازم میتونید خودتونو توی اوج نگه دارید یا نه؟

مجموعه اتاق فرار انیگما برای گروه های مختلف مراجعه کننده، اتاق هایی با موضوعاتی کاملا متفاوتی طراحی کرده که افراد می تونن بر اساس سلیقه شون یه انتخاب خوب و هیجان انگیز داشته باشن. این مجموعه تلاش کرده تا با چیدن سناریوهای مختلف و طراحی بازیای منحصر بفرد ، افراد علاقمند به یه ژانر مخصوص رو دور هم جمع کنه تا یه فعالیت جمعی پرهیجان رو برای یه ساعت تجربه کنن.

از بین همه اونا، اتاق جنگ مجموعه انیگما یه جای واقعی برای ماجراجوییه. یه فضا برای تجربه حس هیجان، یه ماموریت دلهره آور که حس جیمز باندی رو بهتون میده و غرق غرور و افتخارتون می کنه.

درسته که دیدن فیلمای جنگی برای طرفدارای این ژانر خیلی لذت بخشه ولی واقعا هیچی بازی جنگی نمیشه. بازیای جنگی چه اون قدیما که با شمشیر چوبی و پلاستیکی بودن و چه الان که تو فضاهای رایانه ای و اندرویدی اجرا میشن، انگار ساخته شدن تا علاوه بر تخلیه انرژی، شورو هیجان رو تو وجود آدما زنده کنن ولی اگه واقعا به دنبال لمس فضای جنگ و دلهره های شرایط جنگی هستین، فقط کافیه یه بار اتاق جنگ مجموعه انیگما رو امتحان کنین، دیگه مشتری پرو پا قرص این مجموعه و این اتاق پر هیجان میشین.

ماجرای این اتاق برمیگرده به سال 1962 میلادی تو پایگاه رمدیوس شهرکوبا و شرایطی که همه دنیا منتظرن تا جنگ جهانی سوم اتفاق بیفته. تو این اتاق یه دکمه قرمز وجود داره که خیلی مهمه و ماموریت شما و گروهتون اینه که با نفوذ به این اتاق و فشار دادن دکمه قرمز جلوی یه جنگ اتمی و نابسامانی های مربوط به اونو بگیرین.

این اتاق فرار روایتی متفاوت از شروع جنگ جهانی سومه که بیشتر فضای معمایی داره و شما به عنوان بازیکن باید با دنبال کردن سرنخ ها و حل کردن معماها از شروع یه جنگ اتمی جهانی جلوگیری کنین. در این اتاق قراره برای رسیدن به یه هدف متعالی تا آخرین نفس بجنگین و بدون هیچ تردیدی برای نجات زمین از پلیدی ها و ناعدالتی از جونتون مایه بذارین.

این بازی که خیلی بین بازیکنای حرفه ای محبوبه و طرفداراش واقعا از اون به عنوان یه بازی معمایی و پرهیجان یاد می کنن، هر بخش و قسمتش با دقت و نکته بینی طراحی شده و عوامل مهمی تو موفقیتش نقش کلیدی داشتن مثل: سناریوی قوی، معماهای پیچیده ولی کاملا مرتبط به سناریوی بازی، محیط و دکوراسیون طراحی شده و از همه مهمتر پرداختن به جزئیات کم اهمیت که در عمل تاثیر بسیار زیادی روی غرق شدن بازیکنا تو فضای بازی داشته و افراد شرکت کننده را حسابی درگیر بازی می کنه و بهشون حس قهرمان بودن رو میده.

ماجرای داستان از اونجا شروع میشه که بعد از عملیات ناموفق آمریکا توی کوبا، حالا نوبت شورویه که با استقرار یه سری موشک اتمی تو خاک کوبا ازش محافظت کنه؛ ولی آمریکا هم بیکار نمیشینه و وقتی از طریق هواپیمای جاسوسی از وجود موشک های اتمی شوروی خبردار میشه، واسه جنگ و رویارویی خودشو آماده نبرد می کنه. ماموریت شما و گروهتون هم اینه که با نفوذ به اتاق جنگ تو کوبا و فشار دادن دکمه قرمز؛ کره زمین رو از هرج و مرج نجات بدین.

سناریوی اتاق جنگ مجموعه انیگما خیلی قویه و بر اساس آینده نابسامان بشریت تنظیم شده، ماموریتی هیجان انگیز برای برقرای صلح و بازگرداندن آرامش به جهان که می تونه پر از احساس غرور باشه، چون هدف حفظ انسانیت و احساس آزادیه.

سناریو جالب و جذاب اتاق جنگ مجموعه انیگما کاملا با دکوراسیون این اتاق همخوانی داره و کیفیت بالای وسایل اتاق و نحوه چیدمان اونا بازیکنا را یهو از سال 2022 میلادی پرت میکنه به دهه 60 میلادی، چون انقدر تو طراحی اتاق به جزئیات و نکات ریز و کلیدی توجه شده که تو لحظه لحظه بازی حال و هوای اون سالها حس میشه.

یکی دیگه از دلایل خاص بودن این اتاق هم به خاطر اینه که به جای گیم مستر، سناریوی داستان با یه کلیپ تصویری خوش ساخت واسه بازیکنا تعریف میشه و از همون ابتدا بازیکنا در حال و هوای جنگ های چریکی دهه 60 میلادی قرار می گیرن و فضای کمونیست حاکم تو اون دوران رو کاملا لمس می کنن. البته علاوه بر جنگ و مسائل مربوط به اون، روند معماهای این اتاق هم موازیه که همین امر باعث شده درجه سختی این بازی هم نسبت به بقیه بازیا خیلی بیشتر باشه. واسه همین تمرکز گروه بر روی این که کدوم معما رو اول باید حل کنن، یکم سخت تر میشه و چالش پیش روی اعضای گروه خیلی زیادتره.

حال و هوای حاکم بر فضای اتاق هم کاملا با معماها، قفل ها، دستگاه ها و وسایل ارتباطی موجود تو بازی هم خوانی داره و همشون جوری ذهن رو درگیر می کنن که واقعا در روند بازی حس یه قهرمان رو دارین که نجات کره زمین تو دستای اونه. پس اگه عاشق فیلم های جنگی مثل پیانیست، مردگان متحرک و ... هستین، اتاق جنگ مجموعه اتاق فرار انیگما رو از دست ندین، چون دقیقا همون جاییه که دنبالش می گردین، اتاقی برای جنگیدن و زنده ماندن. البته در این اتاق شما چیزی فراتر از زنده ماندن رو تجربه می کنین؛ تلاش برای نجات زمین.

بازدید : 74
دوشنبه 4 بهمن 1400 زمان : 8:37

وقتی که شما برای یک تفریح پول میدید، انتظار اینو دارید که بالاترین میزان شادی و لذت رو بهتون بده. حالا این مسئله کجا عجیب میشه؟ جایی که شما پول میدید تا بترسید. آره اولش این جمله عجیبه ولی ما آدما زیاد از این کارا کردیم چون در کنار ترسیدن، اطمینان دارید که خطر جانی برای شما نداره.

ترس در اصل یه واکنش طبیعی و غریزی بدن به احساس خطر یا تهدیده، یه احساس برای بقا و زنده ماندن. تو این تعریف هیچ جایی واسه لذت و هیجان وجود نداره. پس چرا بعضیا این قد ترس رو دوس دارن؟ اصلا چرا بعضیا از دیدن فیلم ترسناک لذت می برن؟ اگه ترسیدن واقعا لذت داره، پس چرا بعضیا اصلا از ترسیدن لذت نمی برن؟

دلیل اصلی همه این تفاوتا برمی گرده به فعل و انفعالات شیمیایی مغز. یعنی همه مغزها تو موقعیت های مهیج و ترسناک، یکسان عمل نمی کنن. اونایی که تو موقعیت های مهیج، ترسناک و پرخطر لذت می برن، ترشح دوپامین کمتری دارن. دوپامین در اصل همون ترمز مغز به حساب میاد که در صورت ترشح ، باعث میشه افراد محتاط تر عمل کنن.

علاوه بر این اونایی که بعد از دیدن یه فیلم ترسناک یا قرار گرفتن تو موقعیت های خطرناک اعتماد بنفسشون بالا میره و سرشار از شور و شوق میشن، از لحاظ شخصیتی هم افرادی حادثه جو و ریسک پذیرن. یعنی جدا از پردازش های مغز، یه سری از افراد ذاتا محتاط تر ن. ولی قبول کنیم که حتی همه اونایی هم که عاشق ترس هستن، از قرار گرفتن تو موقعیت واقعی خطر یا ترس خیلی لذت نمی برن. مثلا هیچکی از این که تو یه شب تاریک و خلوت مورد تعقیب قرار بگیره ،حس خوبی نداره و لذت نمی بره!!! ولی همونا از دیدن یه فیلم ترسناک تو یه شب طوفانی و پر التهاب احساس لذت و سرگرمی می کنن!!! خب الان چی شد بالاخره آدما ترس رو دوست دارن یا ندارن؟

موضوع از این قراره که ترس واقعی با یه شوک روانی خاص همراهه که بعد از پردازش مغز؛ تغییرات فیزیولوژیکی در بدن ایجاد می کنه مثل ضربان شدید قلب، نفس های سریع، عرق سرد، دلشوره و اضطراب و ... . در این شرایط مغز متفکر و مغز عاطفی با هم توافق دارن که در موقعیت خطرناکی قرار دارین و باید یه واکنشی مثل مبارزه، توقف، فرار و... از خودتون نشان بدین.

ولی وقتی ما تو یه محیط امن مثل اتاق فرار، در موقعیت ترسناکی قرار می گیریم همه چیز فرق می کنه، مغز می دونه موضوع از چه خبره و ترس های ایجاد شده باعث سرخوشی لذت میشه. یعنی مغز متفکر در این موقعیت بازخوردی که به مغز عاطفی میده باعث میشه تا به سرعت حالت برانگیختگی به حس ترس همراه با هیجان یا لذت تبدیل بشه. پس برای افرادی که ذاتا خطر پذیرن، ترسی که در موقعیت امن تجربه می کنن همراه با لذت و سرگرمیه.چون در هنگام تجربه این نوع ترس ترشح آدرنالین، دوپامین و اندورفین منجر به حس لذت و سرخوشی میشه.

برای تجربه چنین ترسایی میتونین به اتاق فرار ترسناک تو مجموعه اتاق فرار انیگما اعتماد کنین. چون در این مجموعه ها ترس با تحریک یکی از حواس مثل حس شنوایی، بویایی و بینایی القا میشه و افراد با شنیدن صداها یا بوهای وحشت آور و ... ترسی لذت بخش رو تجربه می کنن.

با توجه به این که امکان داره از موضوعاتی مختلفی لذت ببرن؛ مجموعه انیگما اتاق های مختلفی داره که هر کدوم بر اساس یه نوع ترس خاص طراحی شده. مثلا اتاق جنگ انیگما پر از ماجراجویی و لحظات دلهره آوره، در صورتی که در اتاق روانی ترس از یه قاتل روانی رو تجربه می کنین.

ترس های ناشناخته و مرموز ترس هایی هستن که ماهیتا از نظر ما عجیب و دست نیافتنی به نظر میان و به همین خاطر کنجکاوی در موردشون خیلی بیشتره. ترس هایی که در اتاق های فرار تسخیر یا کلبه وحشت تجربه می کنین از این دست هستن.

به طور کلی احساس ترس باعث حواس پرتی از موضوعات دیگه هم میشه که در نوع خودش یه تجربه مثبت به حساب بیاد، خصوصا که وقتی این حس رو تو جمع دوستان یا خانواده تجربه می کنین، این احساسات به صورت مسری بین افراد منتشر میشه و اگه جایی باشین که درک درستی از حس کنترل کردن هم داشته باشین، این حس ترس خیلی زود به تعامل اجتماعی و انتشار احساسات مثبت و احساس صمیمیت تبدیل میشه.

از اونجا که در اتاق فرار انیگما از ایمنی خود اطمینان کامل دارین، حس ترس خیلی زود جاشو به لذت و سرگرمی میده. تو این اتاقا مغز درک می کنه که این قضایا واقعی نیستن و با تکیه به تواناییهاش، تهدید ها رو به یه فرصت برای احساس امنیت و لذت تبدیل می کنه.

در نهایت احساس تسکین بعد از ترس هم خودش یه لذت فوق العاده آرامش بخشی داره که قابل وصف نیست. حس رضایت از این که بالاخره از عهده ش براومدم، حس غرور به همراه افتخاری که در پایان نصیب آدم موفق میشه.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 88
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 22
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 23
  • بازدید ماه : 23
  • بازدید سال : 350
  • بازدید کلی : 10515
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی